تبليغاتX
به نام او که یادش ترنم عارفانه زندگیست ::
به نام او که یادش ترنم عارفانه زندگیست
.: :.

كاش ..................................

 

كاش منو تنهام نمي ذاشتي يه روز

تو دلم غصه نمي كاشتي يه روز

بعد تو تنهام گذاشتن آدما

كاش نمي رفتي نمي ذاشتي يه روز

وقتي خوا بم مث كا بوسي غريب

هميشه تورو مي بينم با رقيب

عطر تو عطر گلاي رازقي

لابه لاي شعر عشق وعاشقي

كاش مي شد مثل همون گذشته ها

من و تو باهم بوديم دقايقي

لحظه هامون گر چه زود تموم شدن

خاطراتش ولي روبروم شدن

كوچه باغ وعطر ياس وتن تو

دوباره تموم آرزوم شدن

تو ندونستي چقد خاطر خواتم

همه جا سايه به سايه باهاتم

رفتي وتنهام گذاشتي ولي من

هنوزم هر جا كه باشي فداتم

بغض گريه هاي من بي تو شكست

بي تو باز غم توي قلب من نشست

تو ولي اينو بدون عاشقتم

دل من جز توبه هيچ كس دل نبست

 

 

وای که این ثانیه ها چقدر بیقرار شده اند.دیشب آسمان دلش گرفته بود و بغض فروخورده اش را شکست. تو که نیستی حتی آسمان هم دلتنگ میشود.تو که نیستی گلهای باغچه هم زحمت شکفتن را به خودشان نمیدهند.
در رؤیاهایم تو را میبینم،تو را احساس میکنم.در رؤیاهایم عطر وجود تو جاودانه است.میخواهمت با تمام وجود، بی تو مثل ماهی کوچکی هستم که از آب بیرون افتاده و در کنار ساحل آرام آرام جان میدهد.وقتی کنارم مینشینی،وقتی با آن دو چشم سادهء روشن به من نگاه میکنی،وقتی لبخند گرمت را به رویم میتابانی،وقتی آهنگ دلنشین صدایت در گوشم میپیچد،احساس میکنم همه چیز زیباست.در دلم هیچ غمی نمی ماند،به جز اندوه تلخی که وقت جدا شدن تمام وجودم را در برمیگیرد.و هر لحظه مرا در خود میفشارد.و قلب کوچکم تاب این همه اندوه را نمی آورد.نفسم به شماره می افتد،درد قلبم را در هم میپیچد،اشکهای گرمم گونه هایم را میسوزانند.دیگر هیچ نمیبینم و هیچ نمیشنوم.وای نازنینم....

تو به من بگو،با این قلب کوچک وعاشق و بیقرار چه کنم؟

 

دلم گرفته آسمون نمی تونم گريه کنم

 

شکنجه ميشم از خودم نمی تونم شکوه کنم

 

انگاری کوه غصه ها رو سينه من اومده

 

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگار بی کسی يه عمره که دربه درم

 

حتی صدای نفسم ميگه که تو قفسم

 

من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن

 

نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن

 

منو به بازی می گيرن عقربه های ساعتم

 

برگه تقويم می کنه لحظه به لحظه لعنتم

 

 

روزای خیلی طلایی یادته ؟ روز ترس از جدایی یادته ؟

 

روز تمرین اشاره یادته ؟ شبا چیدن ستاره یادته ؟

 

شعرای کتاب درسی یادته ؟ یادته گفتی می ترسی یادته ؟

 

عکسمون تو قاب عکسا یادته ؟ بله ی بدون مکث و یادته ؟

 

دستمون تو دست هم بود یادته ؟ غصه هامون خیلی کم بود یادته ؟

 

چشم نازت مال من بود یادته ؟ دیدن من غدغن بود یادته ؟

 

روزگار قهر و آشتی یادته ؟ هیچ کسو جز من نداشتی یادته ؟

 

رویاهای آسمونی یادته ؟ قول دادی پیشم بمونی یادته ؟

 

روزای بی غم و غصه یادته ؟ ببینم اول قصه یادته ؟

 

گل سرخا رو نچیدیم یادته ؟ یه روزی همو ندیدیم یادته ؟

 

حرفامون سر صداقت یادته ؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته ؟

 

پنهونی سر قرارا یادته ؟ تاخیرات توی بهارا یادته ؟

 

گوش ندادیم به نصیحت یادته ؟ گشتنت دنبال فرصت یادته ؟

 

دستات و میخوام بگیرم یادته ؟ راستی من بی تو میمیرم یادته ؟

 

دونه دادن به کبوتر یادته ؟ خاطرات توی دفتر یادته ؟

 

فال با نیت رسیدن یادته ؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته ؟

 

یادته دعا می کردیم واسه هم ؟ واسه رسیدن به هم یادته ؟

 

پیش هم بودیم نذاشتن یادته ؟ اونا ما رو دوس نداشتن یادته ؟

 

نامه بدون امضا یادته ؟ اسم مستعار .... یادته ؟

 

طرح اون انگشتر من یادته ؟ پاسخ مختصر من یادته ؟

 

فال حافظ شب یلدا یادته ؟ اسممو گذاشتی رویا یادته ؟

 

چیزی خواستیم از خدامون یادته ؟ مستجاب نشد دعامون یادته ؟

 

چشمون زدن حسودا یادته ؟ چشمامون شد مثل رودا یادته ؟

 

گفتی ما باید جدا شیم یادته ؟ گفتی باید بی وفا شیم یادته ؟

 

یه دفه ازم بریدی یادته ؟ حتی گریمم ندیدی یادته ؟

 

گفتی عشق تو هوس بود یادته ؟ گفتی خوب بود ولی بس بود یادته ؟

 

حلقه من دست تو دیدم یادته ؟ کلی سرزنش شنیدم یادته ؟

 

چشم من به چشمت افتاد یادته ؟ کاری که دست دلم داد یادته ؟

 

حالا اومدم همونجا وایستادم که تقاضای تو رو جواب بدم

 

درآوردم از دستم انگشترو جا گذاشتمش همونجا پیش تو

 

اما قول دادم به قلبم و خدا ، دیگه دل ندم به عشق آدما .

 

 

آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری؟

 

آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم

 

آره همش بهونه بود مسئله یار دیگه بود

 

دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود

 

برو با یارت عزیزم  رها کن این تن منو

 

الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

 

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری

 

که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه

 

من هم یه قول بهت میدم

 

یه روز فراموشت کنم

 

قلبم رو سنگیش بکنم عشقت رو خاکستر کنم

 

اگه یه روز خواستی گُـــــــــلم کسی رو نفرینش کنی

 

بگو که مثل من بشه  زجر جدایی بکشه ....

 

 

|+|
نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 20:16
< آموزش قالب كدجاوا> > < قالب و كدهاي جاوا > < > < بزرگترین گالری کدهای جاوا ***java4ir.blogfa.com***
***java4ir.blogfa.com***
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com